أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
568
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
فضايى همچو فردوس برين پاك * بهشتى ليك در معمورهء خاك 356 فكند بر سر ما سروت از كرم سايه * مبادا ز سر ما دور سايهء كرمت 209 فلك از بقا گر نشانم دهد * اجل چند روزى امانم دهد 78 فلك باد در زير فرمان شاه * دعاى ملك صرف بر جان شاه 314 فلك سنگى از كان فيروزهاش * خراج جهان خرج يك روزهاش 364 فلك كرد آغاز دور بديع * خور آمد سوى تختگاه ربيع 185 فلك گفت گردون غلام تو باد * ملك گفت عالم به كام تو باد 191 فلك ياور و بخت يار تو باد * مراد دل اندر كنار تو باد 201 قباى بقا بىكم و كاست نيست * دريغا كه بر قد كس راست نيست 58 قد بدا مشهد مولاى أنيخوا جملى * كه مشاهد شد از آن مشهدم انوار حلى 302 قدر چاكر و لطف حق يار او * خدا در دو عالم نگهدار او 396 قدر دل و پايهء جان يافتن * جز به رياضت نتوان يافتن 61 ، 291 قدرسنج اين عرصهء نه سرير * چنين كرد تقدير اين دار و گير 336 قدش باغ دينپرورى را نهال * عجبتر ز نخلى كه بندد خيال 76 قدم بر سر تخت شاهى نهاد * مشرّف شد از مقدمش آن بلاد 138 قضا با حكم شاهى همعنان باد * حريم آستانش آسمان باد 356 قضا ساخت از بعد چندين گزند * بنايى از آن كلّهها سربلند 254 قضا كار خود مىكنند بىرضا * تو بارى رضا ده به حكم قضا 388 قضا كرد جام اجل را پُر از خون * پى عشرت دشمن شاه غازى 346 قضا گر دفتر گردون گشايد * بدينسان داستانى برنيايد 395 قضا يار او چون به روز و شب است * چه غم گر عدو زين سبب در تب است 396 قفس گر بود از پى حفظ طير * ولى مرغ از آن دور افتد ز خير 128 قفسها شكستند بر مرغ روح * گشادند از فتح باب فتوح 198 قلعهء گلستان كه بود بهشت * شد بر ايشان ز دود آه كنشت 159